توصیه‌های ترنس تائو
 لينك‌هاي مفيد
 
 نقش موزه ها در تقویت یادگیری مشاهده ای
نقش موزه ها در تقویت یادگیری مشاهده ای
یادگیری برای دانش آموزان زمانی جالب و شوق انیگز است که در پرتو اندیشیدن؛ حس کردن؛ بازی کردن؛ نو آفرینی؛ و فعالیت و علم انتخابی انجام شود .

 


 

یادگیری برای دانش آموزان زمانی جالب و شوق انیگز است که در پرتو اندیشیدن؛ حس کردن؛ بازی کردن؛ نو آفرینی؛ و فعالیت و علم انتخابی انجام شود .

کیفیت آموزشی و تربیتی در یک مدرسه، وابستگی به چگونگی ایجاد زمینه ها و شرایطی است که دانش آموزان بتوانند هدف یادگیری را نه هدف معلمان و والدین، که هدف شخصی خود را بدانند؛ چرا که اغلب دانش آموزان، درس خواند را نه برای لذت بردن از دانستن و فهمیدن بلکه برای پاشخ گویی به انتظاری که دیگران به ویژه اولیا و مربیان از آن ها دارند، انجام می دهند . به همین سبب است که انگیزه های درونی و فاعلی دانش آموزان در یادگیری و موفقیت تحصیلی روز به روز کاهش می یابد  و ما شاهد افزایش بی تفاوتی دانش آموزان نسبت به سرنوشت تحصیلی شان هستیم .

از این رو استفاده ازموزه های علمی، هنری و گردشگاه های مختلف آموزشی می تواند راهکار مناسبی برای تأمین این هدف باشد.

بازدید از موزه ها و مراکز علمی ، فرهنگی و هنری، زمینه ای برای کاربردی کردن آموزش ها و انتقال مفاهیم درسی به میدان تجربه ،عمل و رفتار می باشد. به بیانی دیگر موزه ها، نمایشگاه ها و خانه های علم می تواند به دانش آموزان کمک کند که وجه عینی مفاهیم ذهنی را در محیط های خارج از مدرسه درک کنند. و این مراکز به عنوان پل ارتباطی بین آموزه های نظری و ذهنی با آموزه های عملی و مهارتی خواهند بود .

یکی از ویژگی های آموزش از طریق موزه، یاد گیری به سبک "مشاهده" است . یافته های رونان شناسی یادگیری نشان می دهد که یادگیری از راه مشاهده، پایدارتر و عمیق تر از سایر یادگیری هاست .

اگر موزه ها را به منزله ی مراکزی تلقی کنیم که از نظر وسعت،  تنوع و فراوانی محرک های دیداری ، شنیداری و بساوایی جذاب ترین محیط آموزشی را پیش روی بازدید کنندگان قرار می دهند، آن گاه می توانیم با اطمینان بیشتری به آموزش خلاق موزه ها ایمان بیاوریم

فرهنگ دیدار از موزه ها به دانش آموزان می آموزد که با " زیبا دیدن"، " حس خوب کردن" و " بهتر تجربه کردن" می توانند بسیاری از موضوعات و مطالب درسی و غیر درسی را شخصاً درک ، و تجزیه و تحلیل کنند .

یکی از بهترین شیوه های برانگیختن دانش آموزان در محیط های موزه ای و نمایشگاهی این است که معلمان با طرح سؤالات ذهن انگیز و شوق انگیز نیروی کنجکاوی دانش آموزان را تقویت کنند .

ایجاد سؤال زمانی برای دانش آموزان امکان پذیر می شود که آن ها خود را در سازمان دهی اطلاعات قبلی و دست یابی به اطلاعات جدید مشارکت داشته باشند . در غیر این صورت طرح سؤالات غیر فعال و نامرتبط با نیاز و انگیزه ی درونی دانش آموزان، نه تنها حس کنجکاوی آن ها را تحریک نمی کند ، بلکه ممکن است منجر به بی  تفاوتی و حتی بیزاری آن ها نسبت به مطالب نیز شود .


 

یکی از روش های تبدیل آموزه های ذهنی به مهارت های عینی موضوع نحوه ی پرداخت زیر نویس ها و ارتباط عینی میان یادگیری ذهنی و یادگیری عینی و تجربی ، در قالب زیر نویس ها می باشد .

در واقع، بیشتر بادیدکنندگان برای داشتن تجربه ای عینی مانند دیدن، پدیده های واقعی آن ها ، هنگام بازدید، زیر نویس ها را می خوانند؛ بنابراین در این جا این سؤال مطرح است کهکدام زیر نویس ها خوشایند تر است؟ زیر نویس هایی که کاملاً با آن چه بازدید کننده می بیند یا انجام می دهد مطابق دارند یا زیر نویس هایی که به پرسش های مورد نظر بازدید کننده پاسخ میدهند و یا زیر نویس هایی که حاوی پرسش هایی مربوط به بازدید ، تجربه و مشاهدات فرد در موزه هستند، برای بیشتر بادیدکنندگان خوشایندند.

بعضی از دانش آموزان به انجام دادن کاردستی و مشارکت در موضوع تمایل دارند و تعاملی بودن موضوعات و امکان دست زدن به آن ها مورد علاقه ی طیف وسیعی از افراد سطوح مختلف با توانایی های متفاوت است.

سایر داشن آموزان دوستدارند به تماشای شخص دیگری در حال انجام کار یا نشان دادن روش انجام کار  بنشینند . اگر چه این افراد مستقیماً به انجام فعالیتی نمی پردازند، اما می توانند از دور و از بالای شانه های انجام دهنده ی کار، شاهد و ناظر بر آن باشند .

آمدن به موزه و دیدن افراد آشنا یا ناآشنا بخش مهمی از تجربه ی بازدید است .

از نظر بعضی بازدیدکنندگان موزه های هنر، زیر نویس های غیر مستقیم و توصیه ای ضروری اند. این بازدیدکنندگان چنان چه به صورت غیر منتظره به توضیحاتی برخورد کنند یا احساس کنند توضیحات به آن ها تحمیل شده است آزرده می شوند .

بعضی از دانش آموزان بیشتر تمایل به خواندن دارند؛ اما شمار زیادی از آن ها زمانی از خواندن مطالب لذت می برند که به غنای تجربیات عینی غیر کلامی آن ها بیفزاید یا بر انتظارات، نگرانی ها و انگیزه هایشان صحه گذارد و یا اطلاعات و احساسات پیشین آن ها مرتبط باشد.


 

شیوه ی به کار گیری حواس دانش آموزان باید به شکل فعال و تعاملی صورت گیرد تا دانش آموزان ضمن درگیر شدن ذهنی و عاطفی، انگیزه  ی پردازش اطلاعات و تفسیر و تحیلی آن چه را که مشاهده می کنند داشته باشند .


 

دانش آموزان زمانی بهتر می آموزند که در معرض ارزشیابی مستمر باشند و به آنها هم نمره داده شود و هم ضعف های آنها مشخص شود،اگر معلمان از آنها به صورت تخصصی استفاده کنند اثر زیادی در امر یادگیری دارد. 

1389/3/26لينک مستقيم

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تاییدانصراف
 
 فعاليت هاي علمي
 تماس با ما
 بازديدها
كاربران غيرعضو آنلاينكاربران غيرعضو آنلاين:  1894
 كاربران عضو آنلاين:  0
  کل كاربران آنلاين:  1894