المپياد جهاني فيزيك
 پيوندهاي المپياد فيزيك
 
 دنياهاي موازي (زنگ تفريح شماره‌ي 69)
دنياهاي موازي (زنگ تفريح شماره‌ي 69)زنگ تفريح فيزيك
نظريه يا فلسفه؟

دنياهاي موازي










اشاره

آن‌چه با عنوان «چكيده» در اول مسابقه‌ها و زنگ‌تفريح‌ها مشاهده مي‌كنيد صرفاً مخصوص معلمان، مربيان، كارشناسان محترم آموزشي و ساير علاقه‌مندان است.



چكيده
اهداف آموزشي
 اهداف آموزشي در حوزه‌ي شناختي – دانش
    - «دانش امور جزوي» > «دانش اصطلاح‌ها»
    - «دانش امور جزوي» > «دانش واقعيت‌هاي مشخص»
    - «دانش امور كلي و مسائل انتزاعي» > «دانش اصل‌‌ها و تعميم‌ها»
 
    - «دانش امور كلي و مسائل انتزاعي» > «دانش نظريه‌ها و ساخت‌ها» 
 اهداف آموزشي در حوزه‌ي شناختي - توانايي‌ها و مهارت‌هاي ذهني
    - «فهميدن» > «ترجمه» > «تفسير»
    - «فهميدن» > «ترجمه» > «برون‌يابي»
    - «فهميدن» > «ترجمه» > «درون‌يابي»

    - «فهميدن» > «ترجمه» > «تحليل» > «تحليل عناصر»
    - «فهميدن» > «ترجمه» > «تحليل» > «تحليل روابط»
    - «فهميدن» >  «تركيب» > «استنتاج يك اثر بي‌همتا»
    - «فهميدن» >  «تركيب» > «استنتاج مجموعه‌اي از روابط»
 نتايج مورد نظر 
    - آشنايي با نظريه‌ي چند جهاني

    - آشنايي با نظريه‌ي انتحار كوانتمي
    - فيزيك نوين
    - نظريه‌ي همه‌چيز
 محتواي آموزشي
    - مكانيك كوانتمي > دوگانگي موج و ذره
    - مكانيك كوانتمي > برهم‌نهي امواج 
    - مكانيك كوانتمي > تعبير كپنهاگي
    - فيزيك نوين > نسبيت خاص > مخروط فضا-زمان تخت  

 

آيا جهان‌هاي موازي واقعاً وجود دارند؟

در سال 1954 يك جوان كانديداي دكترا به نام «هوگ اورت» در دانشگاه پرينستون با ارائه‌ي يك نظريه‌ي بنيادي خود را مطرح مي‌كند (وجود جهان‌هاي موازي درست مانند دنياي ما).

اين جهان‌ها همگي به ما وابسته مي‌باشند؛ در واقع آن‌ها از ما جدا شده‌اند و ما نيز از بقيه‌ جدا شده‌ايم. در اين جهان‌هاي موازي نزاع‌هاي ما نتايج متفاوتي داشته‌اند نسبيت به آن‌چه ما مي‌دانيم. گونه‌هايي كه در دنياي ما منقرض شدند، سازگار شده‌اند و يا خلق شده باشند. در ساير جهان‌ها، ما انسان‌ها ممكن است منقرض شده باشيم.


اين عقيده ذهن را وحشت زده مي‌كند و در عين حال قابل درك هم هست. تصورات و ابعاد موازي گونه‌هايي ديگر از ما در نوشته‌هاي علمي تخيلي ظاهر شدند و به عنوان تعبيرهايي براي متافيزيك به كار رفتند. ولي چرا اصلاً يك جوان آينده‌ي تحصيلي‌اش را بايد با طرح چنين نظريه‌اي به خطر بيندازد؟ اورت با نظريه‌ي چند جهاني (MANY WORLDS) كوشيد به پرسش دشوارتري در رابطه‌ با فيزيك كوانتم پاسخ دهد: چرا ذرات كوانتمي به‌صورت غيرقابل پيش‌بيني رفتار مي‌كنند؟ سطح كوانتم براي علومي كه بسيار نوپا هستند ديگر آن‌قدرها هم بالا نيست.

مطالعه‌ي فيزيك كوانتمي در سال 1900 آغاز شد؛ ماكس پلانك براي اولين بار مفهوم آن را به جهان علم معرفي مي‌كند. مطالعه‌ي پلانك دربار‌ه‌ي تابش، يافته‌هاي غيرعادي را نتيجه داد كه با قوانين فيزيك كلاسيك تناقض داشت. اين يافته‌ها نشان مي‌داد كه قوانين ديگري در جهان در كار بوده، و در سطحي ژرف‌تر از آن‌چه ما مي‌شناسيم فعال است.

در مرتبه‌ي پايين‌تر، فيزيكدانان در حال مطالعه‌ي كوانتم درباره‌ي اين دنياي بسيار كوچك، چيزهاي عجيب و غريبي را متوجه شدند. يكي اين‌كه ذراتي كه در اين مرتبه قرار دارند، براي در‌آمدن به قالب‌هاي مختلف دلخواه روش خاصي دارند. براي مثال دانشمندان مشاهده‌ كردند كه فوتون‌ها مانند ذرات و امواج عمل مي‌كنند. حتي يك تك فوتون اين تغيير شكل را به نمايش مي‌گذارد.


اين به عنوان اصل عدم قطعيت هايزنبرگ شناحته مي‌شود. ورنر هايزنبرگ پيشنهاد كرده كه فقط با مشاهده‌ي جسم كوانتمي رفتار آن ماده را تغيير مي‌دهيم . هرگز نمي‌توانيم به طور كامل طبيعت جسم كوانتمي يا خواص آن را همچون سرعت و موقعيت آن مطمئن شويم. اين عقيده تعبير كپنهاگي از مكانيك كوانتمي اين كه نيلز بوهر آن را مطرح مي‌كند. اين تعبير بيان مي كند كه همه‌ي ذرات كوانتمي در يك وضعيت خاص يا وضعيت ديگر قرار ندارند. ليكن همگي وضعيت‌هايي با احتمال برابر دارند. جمع كُل وضعيت‌هاي ممكن يك جسم كوانتمي تابع موج ناميده مي‌‌شود. حالت يك جسم در همه‌ي وضعيت‌هاي ممكن برهم‌نهي ناميده مي‌شود.

طبق نظريه‌ي بوهر وقتي يك جسم كوانتمي را مشاهده مي‌كنيم بر رفتار آن تأثير مي‌گذاريم. مشاهده برهم‌نهي يك جسم و نيروهايي كه اساساً جسم در يك حالت از تابع موج خود انتخاب كرده را مي‌شكند. اين نظريه بيان مي‌كند دليل اين را كه چرا فيزيكدانان اندازه‌گيري‌هاي مثبت را از جسم كوانتمي مشابه به‌دست مي‌آورند: يك جسم حالت‌هاي متفاوتي را در حين اندازه‌گيري‌هاي مختلف انتخاب مي‌كند. تعبير بوهر به ‌طور گسترده‌اي تاكنون توسط بسياري از انجمن‌هاي كوانتم مورد قبول واقع شده است. ولي اخيراً نظريه‌ي چند جهاني اورت مورد توجه جدي برخي قرار گرفته است.



نظريه‌ي چند جهاني

«هوگ اورت» جوان با بسياري از آن‌چه نيلز بوهر در مورد دنياي كوانتم پيشنهاد كرد موافق بود. او با عقيده بر هم‌نهي‌ها و به همان اندازه با انديشه توابع موج موافق بود. ولي «اورت» با «بوهر» در يك مسأله‌ي اساسي موافق نبود. از نظر اورت اندازه‌گيري يك جسم كوانتمي ناگزير مي كند كه به يك حالت قابل درك يا حالت ديگري برود. در عوض گرفتن اندازه‌ي يك جسم كوانتمي شكافي واقعي را در جهان موجب مي‌شود. جهان به ‌طور دقيق دونسخه‌اي مي‌شود، شكاف برداشتن در يك جهان براي هر نتيجه‌ي ممكن از اندازه است.

به عنوان مثال تابع موج يك جسم هم يك موج و هم يك ذره است. هنگامي كه يك فيزيكدان، ذره‌اي را اندازه‌گيري مي‌كند، ممكن است دو نتيجه به‌دست آورد: ذره يا موج! اين تشخيص نظريه‌ي چند‌جهاني را به‌وجود آورد؛ يعني رقيبي براي تعبير كپنهاگي.

هنگامي كه يك فيزيكدان چيزي را اندازه‌گيري مي‌كند، جهان براي سازگاري آن دو نوع اندازه‌گيري كه ذكر كرديم، به دو دنياي مجزا تجزيه مي‌شود. بنابراين وقتي يك دانشمند در يكي از اين‌ها در مي‌يابد كه جسم اندازه‌گيري شده موج است، دانشمندي ديگر آن را در دنياي مجزا موج مي‌بيند (مي‌توانيم براي درك بهتر از چارچوب مرجع‌هاي متفاوت استفاده كنيم). در اين صورت توضيحي هم براي چنين دوگانگي در اندازه‌گيري‌ها دارد.

تعبير چند جهاني اورت برآن سوي تراز كوانتمي دلالت دارد. اگر يك كنش بيش از يك نتيجه را در بر داشته باشد،‌ (فرض بر درستي نظريه ي اورت) پس با انجام كنش جهان به دو نيم تقسيم مي‌شود. حتي وقتي آزمايشگري يكي از كنش‌ها را انتخاب نكند.

اين بدان معناست كه اگر شما دريابيد يكي از نتايج محتمل هميشه اين‌است كه شما مرده باشيد، در جهان ديگر نيز مرده‌ايد. اين فقط مثالي ساده‌انگاره براي درك بهتر قضيه است. جنبه‌ي ديگر تعبير چند جهاني اين است كه مفهوم جهان خط را به هم‌مي‌ريزد. فرض كنيد جهان‌خطي خورشيد گرفتگي زمان باستان را نشان مي‌دهد. جهان خط مبتني بر تعبير چندجهاني هر كدام از نتايج ممكن را نشان مي‌دهد. از اين‌جا هر نتيجه‌ي ممكن از آن رويداد حتي اگر برخلاف آن‌چه رويداده است باشد، ممكن است ببينيد. گويي آن رويداد جور ديگري اتفاق افتاده.



شكل 3- در اين نوع فضا- زمان كه ساده‌ترين هندسه‌ي عالم نيز هست (تخت)،
رويدادي در طول زمان اتفاق مي‌افتد. خط آبي كه از وسط مخروط گذشته يك
رويداد است. مثلاً يك كسوف.اتفاقاتي كه در لحظه‌ي حال روي مي‌دهند، در نقطه‌ي
 مركزي دو مخروط گذشته و آينده قرار دارند.



ولي يك شخص نمي‌تواند از خود ديگرش (!) حتي اگر مرده باشد و در جهاني موازي زندگي مي‌كند، آگاهي داشته باشد. بنابراين اصلاً چگون مي‌تواينم بدانيم كه نظريه‌ي چندجهاني صحيح است؟ پشت گرمي اين تعبير احتمالي نظري در اواخر دهه 1990 است كه از آزمايشي ذهني شكل گرفت. آزمايشي فرضي كه براي تأييد يا رد يك ايده به‌كار مي‌رود (كه «انتحار كوانتمي» ناميده مي‌شود!). اين آزمايش ذهني تكرارپذير به‌سود نظريه‌ي اورت بود كه سال‌هاي زيادي آن را بي ارزش مي‌دانستند. از وقتي تأييد چندجهاني ممكن شد، فيزيكدانان و رياضيدانان براي تحقيقات خود آن را با معاني نظريه‌‌اي ژرف مورد توجه قرار دادند.

ولي تعبير چندجهاني تنها نظريه‌اي نيست كه توضيح جهان را جستجو مي كند. اين نظريه فقط جهان‌ را توصيف كند؛


دنياهاي موازي: ريسمان يا شكاف

نظريه‌ي چند جهاني و تعبير كپنهاگي تنها رقيب‌هايي نيستند كه سعي دارند اساس عالم را توضيح دهند. در واقع حتي مكانيك كوانتم هم تنها زمينه‌ي تحقيقات فيزيك براي چنين استدلالي كُلي درباره‌ي جهان نيست. نظريه‌هايي كه از مطالعه‌ي فيزيك زيراتمي پديدار شده‌اند هنوز هم به عنوان رقباي اصلي جاي خود را دارند. اين موجب شده كه زمينه‌ي مطالعه به بيش‌از چند روش تقسيم شود – درست مانند روانشانسي و فلسفه كه الان ديگر كاملا جزئي از فيزيك است. نظريه‌ها طرفداران و منتقداني هم دارند. درست مانند كارل يوونگ، آلبرت اليس و زيگموند فرويد در روانشناسي.

از وقتي كه علم پيشرفت‌ها كرده، فيزيكدانان در دنياي مهندسي معكوس متعهد شده‌اند. آن‌ها آن‌چه را كه توانستند مشاهده كنند و كم‌تر عقب مانده و در سطوح پايين‌تر دنياي فيزيك كار مي‌كند را مطالعه‌ كرده‌اند. با استفاده از اين روش فيزيكدانان براي رسيدن به سرانجام و پايه‌اي‌ترين سطح فيزيك تلاش كرده‌اند. در پايه‌هاي فيزيك است كه مباني درك طبيعت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

به دنبال نظريه‌ي مشهور نسبيت، آلبرت آينشتاين بقيه‌ي زندگي خود را صرف جستجوي نظريه‌اي نهايي كرد تا همه‌ي پرسش‌هاي فيزيكي را پاسخگو باشد. فيزيكدانان به نظريه‌اي خيالي به‌نام «نظريه‌ي همه چيز» رجوع مي‌كنند. فيزيكدانان كوانتم باور دارند كه به دنبال يافته‌هاي آن‌ها، اين نظريه‌ي نهايي به‌دست خواهد آمد. ولي حوزه‌ي ديگري از فيزيك كوانتم اساسي ترين نظريه در فيزيك نيست، در نتيجه نمي‌تواند نظريه‌ي همه‌ چيز را تأييد كند. فيزيكداناني كه براين باور هستند به سمت نظريه‌اي بنيادي‌تر از كوانتم رفته‌‌اند: ريسمان‌ها.

آن‌چه مبهوت كننده است، وجود دنياهاي موازي از طريق ريسمان‌هاست.

نظريه‌ي ريسمان توسط فيزيكدانان ژاپني- آمريكايي، مايكل كاكو ارائه شد. اين نظريه بيان مي‌كند كه بلوك‌‌هاي بنيادي همه‌ي مواد مانند همه‌ي نيروهاي بنيادي مانند گرانش بر روي يك سطح زير كوانتمي هستند. اين بلوك‌هاي بنيادي شبيه نوارهاي لاستيكي يا ريسمان‌هاي كوچكي هستند كه كوارك‌ها را مي‌سازند كه خود الكترون‌‌ها و اتم ها و سلول ها و غيره را درست‌ مي‌كنند. در واقع نوع ماده به‌وسيله‌ي ريسمان‌ها ايجاد مي‌شود و چگونگي رفتارهاي ماده به ارتعاش اين ريسمان‌ها بستگي دارد. اين روشي‌است كه همه‌ي جهان ما را تشكيل داده است. و بر طبق نظريه‌ي ريسمان اين ساختار 11 بُعد دارد.




نظريه‌ي ريسمان مانند نظريه ي چندجهاني وجود دنياهاي موازي را اثبات مي‌كند. براساس اين نظريه، ‌جهاني كه ما در آن هستيم، مانند حبابي است كه در كنار جهان‌هاي موازي مشابه قرار دارد. برخلاف نظريه‌ي چندجهاني ريسمان فرض مي‌كند اين جهان‌ها مي‌توانند با هم در تماس باشند. ميدان‌هاي گرانشي مي‌توانند بينابين دنياهاي موازي جريان يابند. در اثر كنش متقابل اين دنياها يك مهبانگ همانند آن‌چه جهان ما را پديد آورده رخ مي‌دهد!


هنگامي كه فيزيكدانان موفق به ساخت ماشين‌هايي شدند كه ذره‌ي كوانتمي را رديابي كند، اين ريسمان‌هاي زيراتمي اكنون قابل مشاده نيستند. به همين دليل عده‌اي برخلاف نظر اكثر فيزيكدانان، آن را صحيح نمي‌دانند. بنابراين آيا واقعاً دنياهاي موازي وجود دارند؟ از صحت نظريه‌ي چندجهاني نمي‌توانيم به راستي مطمئن باشيم چراكه آن را نمي‌توانيم مشاهده‌ كنيم. ريسمان هم يكبار به‌طور ناموفقي آزموده شده است. آينشتاين چندان زنده نماند تا ببيند از تلاش‌هايش براي نظريه‌ي همه‌چيز توسط ديگر فيزيكدانان چه برداشت‌هايي شده است. پس اگر جهاني‌هاي موازي صحيح باشد، آينشتاين هنوز در يك دنياي موازي زنده است. شايد در چنين دنيايي فيزيكدانان پيش از اين به نظريه‌ي همه چيز رسيده باشند؟

1387/1/24لينک مستقيم

فرستنده :
علی HyperLink HyperLink 1395/5/17
مـتـن : سلام
آیا نیکا راست میگه؟
از ترس موندم چطوری خوابم ببره.....
لطفا جواب بدید؟؟؟
اگه میشه بهش ایمل بزنید...
دارم دیوونه میشم!
پاسـخ : سلام علی. نیکا به صورت داستان وار و تخیلی نوشت و من مفاهیم رو به همون صورت جواب دادم. فیلم ترسناک که نیست بترسی! حتی پزشکی هم نیست. راجع به فضا زمان هست!

فرستنده :
نیکا HyperLink HyperLink 1394/7/13
مـتـن : سلام نیکا هستم و مدت یک سال و یک ماه است که در دنیای موازی که شما در ان قرار دارید زیست میکنم برای برکشت به خانه ام روز هاست که منتظر تغییر مدار زمین هستم . به دلیل تغییر فرکانس از مدار 24/67 به 33/34 در این دنیا فراموش کرده ام که برای چه به این دنیا امدم و اصلا شوخی نمیکنم و نیاز به کمک دارم من دلم برای خانواده و فرزندانم تنگ شده است هر چند که در این دنیا هم دو دختر دارم اما انها را فقط با عکس به خاطر میاورم و توضیحاتم در باره هر چه در این دنیا و ان دنیا است کامل است و میتوانم ان را ارایه کنم من می خوام به خانه خود برگردم چون اینجا همه چیز فقط شبیه انجاست و هیچ کس هیچ چیز را به یاد نمی اورد لطفا کمکم کنید
پاسـخ : سلام، کامنت عالي بود. مرسي و اما جواب من:

براي اينکار يک ماشين زمان لازم داري. البته براي اينکه در تاريخي ديگر جاي ديگري که ما فيزيکيها به آن خط سير ديگري از زندگي ميگوييم، زندگي ميکردي. اگر از عالم مشاهده پذير ديگري آمده باشي، و نه زمان ديگري از زندگي خودت که ممکن است به طور موازي جور ديگري زندگي کني و دراين جهان خط يا سير تاريخي زندگي ت در زمان حاضر که اين کامنت رو ميبيني، نياز به کرمچاله داري. بايد مختصات فضا-زماني که از آن آمده اي بداني.

پس من به تو دو آدرس دادم، يا کرمچاله اي نزديک خورشيد که معلوم نيست چند پارسک از ما قرار گرفته و هنوز شناسايي نکرديم، لازم داري. يا اگر از جهان ديگري آمده اي فقط زمان بايد عوض شود و فضا خود به خود عوض خواهد شد و تو ناگهان به دنيايي که بودي برميگردي. ولي اينجا هم بايد زمان دقيقي که آمدي بداني در آن صورت مکاني که بودي هم خود به خود همان خواهد بود که قبلاً بوده و تو از آنجا ناپديد شدي.

فرستنده :
شهرام HyperLink HyperLink 1390/5/25
مـتـن : سلام، با تشکر از مطالب خوبتون میخواستم بپرسم این دنیاهای موازی میتونن توجیه کنندهء مسائل عرفانی مثل طی الارض و بودن در دوجا بصورت همزمان و ... باشند؟ با تشکر
پاسـخ : سلام نظریه ی دنیاهای موازی و عرفان کاملاً مجزا هستند. بعد از مطرح شدن نظریه گرانش و نسبیت عام و پیشرفت این نظریه، دهن دانشمندان به سمت هندسه رفت که نسبیت عام براساس هندسه هم هست. و ارتباطی با عرفان و طی الارض در عرفان نداره. منتهی ممکنه گاهاً وقتی شخصی به نظریه ای فکر میکنه از این پیش زمینه ها هم استفاده کنه برای توصیف و نظریه رو بسط حتی اگر باز هم هیچ ارتباطی با عرفان یا ذهنیت خودش پیدا نکنه. فقط ایده گرفته. جهان های موازی فقط یک نطریه است که نمیشه الان درموردش حرفی زد چون نیاز به چیزی فراتر از پیشرفت علم کنونی داره. یقیقنا با این سرعت پیشرفت فیزیک ممکنه تا 100 سال دیگه علم به نتایج و یا حتی سوالات جالبتر و عجیبتر هم برسه. در نهایت جوابم اینه که خیر. ارتباطی بهم ندارند. طی الارض بیشتر به کوانتم نزدیکه تا نسبیت. که البته چند نفری هم مطالبی دراین مورد در کتابهاشون نوشتند در ایران به زبان فارسی که هیچ وجه ی علمی هم ندارند این کتابها. علم یعنی قدم گذاشتن به نادانسته ها نه با قطعیت از چیزهایی گفتن و یا نظریه رو در حد واقعیت بسط دادن.

فرستنده :
roz HyperLink HyperLink 1390/4/1
مـتـن : سلام، با تشکر از شما، قبلا در این باره مطالعه کرده بودم و مثال معروف ''گربه شرودینگر'' به درک بیشتر اون به من کمک کرده بود. همچنین کتاب ''یگانه'' (One ) از ریچارد باخ میتونه مفید باشه.
پاسـخ : سلام،‌ من اين كتاب رو نخوندم. نقدهاش رو كه خوندم به نظرم كتاب فانتزي بايد باشه و از اين موضوع چند جهاني استفاده كرده. كتابهاي علمي-تخيلي خيلي بيشتر و فانتزي هم تقريبا مي‌تونن مفيد باشن. ولي كتابهاي علمي به زبان ساده در اين مورد هست. مثل ابرفضا از كاكو، يا تاريخچه زمان هاوكينگ. اينها به زبان ساده توضيح دادند.

فرستنده :
ناشناس HyperLink HyperLink 1389/10/7
مـتـن : مطالب شما برای من کامل وجامع بود.من به دنبال مطلبی می گشتم که در عین حال که علمی باشد، برای افراد غیر متخصص هم قابل فهم باشد و خوشبختانه این مطلب چنین بود.ممنونم.
پاسـخ : سلام، ممنون از لطفت.اميدوارم به اندازه كافي مفيد بوده باشه. كتاب كاكو هم به فارسي هست در مورد جهان‌هاي موازي. ديدم كه چاژ شده ولي متن رو نخوندم ببينم ترجمه مناسبي داره يا نه. البته قبلا از ايشان ابرفضا با همين موضوع فارسي شده و چاپ شده بود.

فرستنده :
ناشناس HyperLink HyperLink 1389/7/26
مـتـن : ممنونم خيلي عالي بود... من با ذكر منبع از اين مطلبتون استفاده كردم در وبلاگم... بازم ممنون...
پاسـخ : سلام. خواهش مي‌كنم. اميدوارم مفيد بوده باشه.

فرستنده :
محمد بنی احمدی HyperLink HyperLink 1389/5/22
مـتـن : مطالب بسیار جالب و جذب کننده بود در نظر اول باور دنیاهای موازی برای هر کس بسیار سخت و غیرقابل هضم میباشد اما تفکر به وجود چنین دنیایی و احتمال اینکه این دنیاها واقعی باشند هشدار خوبی برای انست که متوجه شویم که چه اندازه علم ما نسبت به جهان ناچیز و اندک است.
پاسـخ : سلام
بله. ولي توجه داشته باش كه علم ظرف حدود 120 سال به جايي كه الان هستيم رسيده. در حالي كه از تمدن بشر حدود 4000 يال مي‌گذره. پس سرعت پيشرفت ممكنه بيش از اين هم بشه.
ولي نظريه‌ي جهان‌هاي موازي صرفا يك نظريه است و تاييد نشده.

نظر شما پس از تاييد در سايت قرار داده خواهد شد
نام :
پست الکترونيکي :
صفحه شخصي :
نظر:
تاییدانصراف
 
 المپياد فيزيك

 

     

 

 

صفحه‌ي اصلي

     

 

راهنماي سايت

     

 

 

آموزش

     

 

بانك سوال

     

 

 

مسابقه

     

 

 

زنگ تفريح

     

 

 

مصاحبه و گزارش

     

 

 

معرفي كتاب

     

 

 

مشاوره

     

 

 

پرسش‌و‌پاسخ‌علمي

     

 

اخبار

 

فعاليت‌هاي علمي

 سايت‌هاي المپياد فيزيك
 بازديدها
كاربران غيرعضو آنلاينكاربران غيرعضو آنلاين:  1387
 كاربران عضو آنلاين:  0
  کل كاربران آنلاين:  1387